عشـــــــق و جنــــــــون
عـکسهای بی نظیر وجذاب
یکی از روزها، پادشاه سه وزیرش را فراخواند و از آنها درخواست کرد کار عجیبی انجام دهند : از هر وزیر خواست تا کیسه ای برداشته و به باغ قصر برود و اینکه این کیسه ها را برای پادشاه با میوه ها و محصولات تازه پر کنند. همچنین از آنها خواست که در این کار از هیچ کس کمکی نگیرند و آن را به شخص دیگری واگذار نکنند... وزراء از دستور شاه تعجب کرده و هر کدام کیسه ای برداشته و به سوی باغ به راه افتادند ! وزیر اول که به دنبال راضی کردن شاه بود بهترین میوه ها و با کیفیت ترین محصولات را جمع آوری کرده و پیوسته بهترین را انتخاب می کرد تا اینکه کیسه اش پر شد... اما وزیر دوم با خود فکر می کرد که شاه این میوه ها را برای خود نمی خواهد و احتیاجی به آنها ندارد و درون کیسه را نیز نگاه نمی کند، پس با تنبلی و اهمال شروع به جمع کردن نمود و خوب و بد را از هم جدا نمی کرد تا اینکه کیسه را و وزیر سوم که اعتقاد داشت شاه به محتویات این کیسه اصلا اهمیتی نمی دهد کیسه را با علف و برگ درخت و خاشاک پر نمود !!! روز بعد پادشاه دستور داد که وزیران را به همراه کیسه هایی که پر کرده اند بیاورند و وقتی وزیران نزد شاه آمدند، به سربازانش دستور داد، سه وزیر را گرفته و هرکدام را جدا گانه با کیسه اش به مدت سه ماه زندانی کنند...!!! شما کیسه خود را چگونه پر می کنید ...؟!! دوست داشتن را دوست دارم فریاد دوستت دارم را گوش کن که تو تنها عشق منی ♥ روزهای زندگی ام گرم میگذرد با تو ، به گرمای لحظه هایی که تو در آغوشمی ♥ ♥ عاشقتم تا ابد ♥ خوشملی خودمی یک سبد پر از ستاره با ماست روی یک سفره احساس که بین من و تو پیداست قلب من سخت اسیر احساس عشق تو قطره اشکی است که از گوشه چشمت پیداست روح تو یک گل سرخ تنهاست حس من چون یک موج در تب و تاب دریاست دستم از دوری دستت تنهاست چشم تو رنگ قشنگی است که در برگ درختان پیداست. تقدیم با عشق به عزیزدلم خوشمل خودمی هاااااااااااا

با میوه ها پر نمود...

باخودم میجنگم که بگم دوستت دارم بادیواری که بین من وتوست درستیزم که بگم دوستت دارم

دیوار بلند تراز قد فریاد من است
همچنان تقلا میکنم برای یک عشق بی پاسخ …. توپاسخ عشقم باش ودر اعماق سکوتم
به احساسات نیمه جانم جانی دوباره بده بی مها با تو هم بگو دوستت دارم بگذار همه بفهمند

♥ با تو گرم هستم و نمیسوزد عشقمان ، ای خورشید خاموش نشدنی ♥
♥ همچو یک رود که آرام میگذرد ، عشق ما نیز آرام میگذرد و تویی سرچشمه زلال این دل ♥
♥ ساعت عشق مان تمام لحظه های زندگیست ♥
♥ ثانیه هایی که پر از عطر و بوی عاشقیست ♥
♥ ای جان من ، مهربانی و محبت هایت ، وفاداری و عشق این روزهایت ، امیدی است برای خوشبختی فردایت ♥
♥ میدانم همیشه همینگونه که هستی خواهی ماند ، مثل یک گل به پاکی چشمهایت ♥
♥ به وسعت دنیای بی همتایت ♥
♥ هوای تو را میخواهم در این حال دلتنگی ، امواجی از یاد تو را میخواهم ♥
♥ در دریای خاطره های به یادماندنی ♥
♥ هم نفسمی ، ای که با تو یک نفس عاشقم ♥
♥ همزبانمی ، ای که با تو یک صدا برایت احساسات عاشقانه ام را میگویم ♥
♥ حرفی نمانده جز سکوت بین من و چشمانت ♥
♥ که در این سکوت میتوان یک دنیا عشق را خواند ♥
♥ چه با شوق میخوانم چشمانت را و چه عاشقانه گرفته ایم دستهای هم را ♥
♥ گفتی دستهایم گرم است ، گفتم عزیزم این چشمهای تو است ♥
♥ که مرا به آتش کشیده است ♥
♥ همه ی دنیا فریاد عشق ما را شنیده است ، هنوز هم نگاهم به نگاهت دوخته است ♥
♥ چقدر قلبت زیباست ♥
♥ چه بی انتهاست قصر عشق تو و من ، چه خوشبختم از اینکه اینجا هستم ، در کنار تو ♥
♥ تویی که برایم از همه چیز بالاتری و از همه کس عزیزتر ♥
♥ میخوانمت تا دلم آرام بماند ♥ 


| Design By : ashkii341 |











